بستن اطلاعیه
مشخصات شما نشان می دهد که در تالار گفتگو توکاوب عضو نیستید ! هم اکنون به جمع ما به پیوندید و با ثبت نام در این مجموعه از قالب ها و اسکریپت هایی که اختصاصی در این بخش قرار می گیرند بهره ببرید ، همچنین مشکلات خود را می توانید مطرح کنید و در سریع ترین زمان مشکلات خود را برطرف کنید. برای عضویت کلیک کنید

پديده شوم اطرافيان و مديريت طاقت فرسای آنان

شروع موضوع توسط scriptbuy ‏10 سپتامبر 2016 در انجمن گفتگوی آزاد

به اشتراک بگذارید

  1. scriptbuy

    scriptbuy مهدی ایمانپور عضو کادر مدیریت مدیر کل پاسخگو و راهنما

    در حال حاضر:
    آفلاین
    تاریخ عضویت:
    ‏30 دسامبر 2015
    ارسال ها:
    724
    تشکر شده:
    943
    جنسیت:
    مرد
    محل سکونت:
    اسکریپت بای
    انسان موجود مدنی الطبع است و بالاجبار در جامعه انسانی با افراد بی شماری در تعامل و ترابط است. هرفردی از جامعه در مقايسه با افراد ديگر جامعه يک نوع نسبتی دارد و بالطبع تأثير و تأثر يکی از آثار تعاملات انسانها با همديگر است. هرفردی بلحاظ توان ذاتی و جايگاه اجتماعی و قدرت علمی و مالی و يا سياسی بر ديگران اثر می گذارد ، همانطوريکه از ديگران اثر نيز می پذيرد. و همين داد و ستدهای اجتماعی بين افراد ، حوادثات مهم اجتماعی رارقم می زند. بعبارت ديگر تمام افراد جامعه بلااستثناء و حتی در برخی موارد ناخود آگاه ، با ديگران در حال داد و ستد فرهنگی ، اخلاقی ، اجتماعی ، سياسی و اقتصادی است. و تااين حد تعاملات نه تنها طبيعی بلکه مقتضای اجتماعی بودن انسان است و هيچ حرج و مذمتی در اين خصوص بر احدی نيست. ولی وقتی تعاملات اثنينی و ياگروهی جهت دار گرديد ، بار ارزشی و ضدرارزشی پيدا می کند و تحسين و تقبيح تعاملات از منظر عقلای قوم رخ می نمايد و مجوز می گيرد. در اين بخش از تعاملات که داد و ستد گروهی براساس اغراض مشخص صورت می گيرد ، پديده اطرافيان مطرح می گردد.

    دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید


    عموما افراد ذی نفوذ و پرقدرت هرجامعه ، صادقانه يا رياکارانه اطرافيانی را به دور خود جمع می کنند و يا به دور وی جمع می شوند. گروهی از اطرافيان ممکن است بلحاظ مشاهده فضيلتی در انسان و جهت استفاده معنوی از وی بی توقع و بی منت کمک کار وی گردند . اين گروه در نهايت قلّت و فوق العاده اندکند که می شود گفت تقريبا کالعدم هستند.

    اما عموما گروهی طماع و زياده خواه که نه طمعشان نهايت دارد و نه نيازشان تمام شونده است ، جهت استفاده کامل اطراف انسانهای ذی نفوذ را می گيرند و با لطايف الحيلی در فکر دوشيدن آن می باشند. اينها مصداق بارز « اين دغل دوستان که می بينی مگسانند گرد شيرينی » هستند.

    اين عده از اطرافيان که بلحاظ نسبی يا سببی با فرد ارتباط دارند و يا هم حزبی و هم گروهی هستند ، بسيار خطرناک و چموشند و مديريت آنها نيز فوق العاده سخت است.

    البته داشتن اين گونه اطرافيان مختص فردی دون فردی نيست بلکه همگان از اينگونه اطرافيان برخوردارند. و داشتن چنين اطرافيانی نه حرجی برای فرد ذی نفوذ دارد و نه مذمتی را متوجه او می کند. وليکن آنچه تحسين و تقبيح عمومی را بدنبال دارد نوع مديريت و برخود با اينگونه اطرافيان است.

    قبل از ورود به نحوه مديريت اينگونه اطرافيان ، بايد اين بخش از سخن را که همه افراد خوب ممکن است اطرافيان ناجور داشته باشند ، بيشتر توضيح دهيم و آنرا ملموس سازيم، تا به نحوه مديريت و معيار و ملاک شناخت ارزش و جايگاه انسانهای ذی نفوذ و محوری بهتر پی ببريم.

    شخص اوّل عالم خلقت يعنی پيامبر رحمات که عصاره تمام فضيلت و مجسمه فضايل و عدالت و الگوی بشريت بود ، و در کمالات وجودی به مرنبه ای از هستی رسيده بود که هيج ملک مقرب و نبی مرسل به گرد وجودش نرسيد. ولی همين سرور عالميان ، مبتلا به اطرافيانی بود که بلافاصله بعد از رحلتش ، نوبتش را منحرف ساختند و تمام سفارشهای آنحضرت را به فراموشی سپرده ، ولايت و امامت را از دست امت گرفتند.

    مگر در زيات عاشورا نمی گوييم « اللهم العن اوّل ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخرتابع له علی ذلک» اين اوّلين ظالم کيست ؟ مگر جز کسانی هستند که در صف اوّل نماز جماعت پيامبر بودند و هميشه ملازم آنحضرت بودند.

    بماند که گروهی از خويشان آنحضرت نه تنها به وی ايمان نياوردند بلکه در عداوت ، گوی سبقت را از ديگران ربودند و لعنت ابدی خداوندی را خريداری کردند که فرمود « تبت یداابی لهب و تن»

    پس از کشته شدن عثمان به دست مسلمانان ، آنها مانند گوسفندان گرگ ديده برای بيعت به سوی حضرت علی (ع) هجوم آوردند و با شدت تمام علی رغم خودداری علی (ع) با آنحضرت بيعت نمودند . ولی اوّلين حنگی که بر حضرت تحميل شد از طرف همين بيعت کنندگان بود. يکی از سران جنگ جمل ، زبير بن عوام و پسر عمه علی (ع) بود. بدنبال جنگ جمل ، جنگ صفين بوجود آمد و اطرافيان علی (ع) صلح ظالمانه را بر علی (ع) تحميل کردند و همان تحميل کنند گان صلح يعنی خوارج جنگ نهروان را بوجود آوردند. و بالاخره يکی از همين بيعت کنندگان با علی (ع) آنحضرت را در مسجد کوفه در محراب عبادت به شهادت رساند.

    آيا در نهج البلاغه ديده ايد که گلايه های غمبار حضرت امير که در باره اطرافيان مطرح گرديده است در باره ديگران نيز مطرح شود. آيا حضرت اميز جز ازدست اطرافيان مرگ را خدای متعال خواسته است؟ آيا ستمی که اطرافيان آنحضرت بر وی روا کردند ديده شده است که اغيار آن را کرده باشند ؟ کما اينکه نسبت به پيامبر نيز اينگونه کرده اند.

    اما حسن (ع) بعد از شهادت پدرش به خلافت می رسد ولی اوّلين خيانت را از طرف نزديک ترين اطرافيان خود می بيند. وقتی آنحضرت تصميم به جنگ با معاويه می گيرد 12 هزار نيرو را به فرماندهی عبيد الله بن عباس يعنی پسر عموی پدرش که دو فرزندش را نيز معاويه سربريده است به نخيله می فرستد ولی عبيدالله در مفابل رشوه معاويه مقاومت نمی کتد و 8 هزار از همان نيروها را باخود برداشته به معاويه ملحق می شود. و همين امر ، شکست فرزند زهرا (س) را رقم می زند. و صلح اجباری را بر وی تحميل می کند. و در نهايتآن حضرت بدست همسر خودش که بايد امين و همدرو همدل حضرت می شد ، بوسيله سم ، به شهادت می رسد.

    تنها اين امام حسن مجتبی (ع) نبود که از ناحيه اطرافيان صدمه ها ديد بلکه ساير ائمه عليهم السلام نيز کم و بيش از اين پديده رنجها برده اند.جعفر کذاب بعنوان برادر امام صادق (ع) در مقابلش قد علم نمود ، و حضرت موسی بن جعفر با سخن چينی يکی از خويشان نزديکش به مسلخ شهادت سپرده شد ، و امام جواد در سن جوانی بدست همسرش به شهادت رسيد. و جعفر برادر امام حسن عسگری در مقابل امام زمان (عج) خود را مطرح نمود.

    اين پديده همچنان بعد از ائمه معصومين عليهم السلام مانند سايه ملازم انسانهای پاک و منزه گرديده و در کمين انسانهای وارسته نشسته است . بنابراين اطرافيان شوم ، مانند سايه انسان با انسان بوده و راه گريزی از آن نيست. ولی آنچه که در اينجا مطرح است و جايگاه ارزش انسانهای محوری را مشخص می کند دو نکته است :

    يکی اينکه آيا اين اطرافيان شوم و ناجور را خود فردذی نفوذ جذب کرده و آلت دست خود قرار داده است يا اطرافيان مانند دغل دوستان گرد شهد وجود اين فرد وارسته را گرفته اند؟

    ديگر اينکه افراد محوری که اطرافيان دور شمع وجودش را گرفته اند چگونه آنها را مديريت می کند و چگونه با آنها برخورد می نمايئ ؟ آيا زيداه خواهی و رانت خواری را به آنها اجازه می دهد ؟ آيا جلوی تخلفات آنها را می گيرد و يا خود به تخلفات آنها کمک می کند ؟ پاسخ اين سوالهاست که خوب وبد بودن انسانها را روشن می کند.

    مديريت اطرافيان

    داشتن اطرافيان سوء تاحدی طبيعی است ، زيرا همانطوريکه گفته شد ، انسانهای کامل و معصوم نيز از اين آفت بی امان در امان نبودند. ولی دونکته اساسی وجود دارد که جايگاه انسانهای محوری و ذی نفوذ را تعريف و تبيين می کند:

    الف- مديون بودن به انسانهای طماع و زياده خواه و بی شخصيّت

    ب- سوء مدريّت اطرافيان به معنای تبعيض در بهره برداری از امکانات و رانت خواری و کمک به سوء استفاده آنها

    مديون بودن به اطرافيان شوم

    داشتن اطرافيان ناشايست و ناجور گرچه تاحدی اجتناب ناپذير است ولی خواه ناخواه يک امتياز منفی است. چرا که گفته اند کبوتر با کبوتر باز با باز. ولی تاحدی که چاره ای نيست پذيرفتنی است. ولی مصيبت بزرگ و بزرگتر از دنيا وقتی است که انسان به افراد بی شخصيت و تابع هوا و هوس به انحاء مختلف مديون گردد. مثلا قرضی از او بگيرد ، يا مشگلی از آدم حل نمآيد و يا انسان نيازی به آن داشته باشد و يا منصب و مقام و يا رأيي از وی بگيرد. در اينصورت دنيا به اين بزرگی بر انسانهای فهيم و باشخصيّت زندانی انفرادی بلکه جهنم سوزان خواهد. مگر اينکه انسان خود رابه بی عاری و نفهمی بزند و حسن وقبح را ادراک ننمايد. به اين خاطر بود که بزرگی می گفت نمايندگی مجلس شورای اسلامی مسئوليت بسيار بزرگ و خطيری است و لی راهش لجنزار است.

    نحوه مديريّت اطرافيان

    تعامل افراد ذی نفوذ و قدرتمند با اطرافيان خود اعم از آينکه مديون آنها باشد و يا آنها مديون وی باشند و يا دينی در بين نباشد ، می تواند سه نوع باشد :

    الف- تأثير گذاری در آنها

    ب- ممانعت از تخلفات آنها

    ج- تأثير پذيری از آنها

    تأثير گذاری در اطرافيان

    ايده آل ترين مرتبه تعامل با اطرافيان اين است که اشخاص ذی نفوذ بتوانند در آنها تأثير بگذار و آنها را به راه راست هدايت کند. البته قيام به هدايت وظيفه است نه هدايت. اگر انسان برای هدايت اطرافيان قيام نمود و در آنها اثر گذاشت و هدايشتان نمود نعم المطلوب . ولی اگر نتوانست نه تنها مذمتی بر آن نيست بلکه معذور و مأجور است. و مذمت کنندگان اين گروه خود مذمومند و گنه کا.

    ممانعت از تخلفات

    مرتبه دوّم تعامل با اطرافيان ممانعت از تخلفات آنهاست. يعنی اشخاص محوری و ذی نفوذ اگر از اصلاح اطرافيان عاجز شد بايد در حد امکان مانع تخلفات آنها باشد. با چشم پاييدن ديگران و چشم فروبستن بر اطرفيان ناشی از فرار از حقانيت است.

    مطلب مهمی که ذکر آن بسيا ضروری است اين است که اشخاص صاحب قدرت بهتر است اطرافيان خود را بعنوان يک شهروند در کنار ديگر شهروندان ببينيد. معنای سخن اين است که نه بيش از حقشان به آنها بدهد ونه از حقشان محروم گرداند. اطرافيان ، همانطوريکه حق تجاوز ار حقوقشان را ندارند ، مستحق رسيدن به حقوقشان نيز هستند.

    برخی نابخردان تصور می کنند اطرافيان افراد ذی نقوذ و صاحب قدرت حق شهروندی ندارند و نمی توانند مانند هزاران افراد جامعه در ادارات و جاهای ديگر اشتغال پيدا کنند واين ظلم بر اطرافيان است. بنابراين در اينجا نيز اعتدال مطلوب است به اينکه نه از سايرين ممتاز شود و نه از حقوقشان محروم گردند.

    تأثيرپذيری از اطرافيان

    بدترين و نارواترين تعامل با اطرافيان تأثير پذيری بی قيد شرط از اطرافيان است. گروهی نه توان اصلاح اطرافيان دارند ونه قدرت ممانعت از يکه تازی آنها ، بلکه خود آلت دست و ابزار چپاول آنها شده اند. چنين افراد ذی قدرت و صاحب نفوذ ، بسترهای مناسب را برای رانت خواری اطرافيان فراهم می کنند و در جامعه فرصتهای نابرابر بوجود می آورند. برهمين اساس ديده می شود در يک خانواده چندين نفر اشتغال پيدا کرده اند و در يک خانواده چندين نفر در آتش بی کاری می سوزند.

    عدالت اقضاء می کند که امکانات و فرصتها برای همه يکسان فراهم شود ، و امکات عمومی در اختيار عموم افراد قرار گيرد. در عزل و نصبها شايسته سالاری رعايت شود و مصالح عمومی مد نظر قرار گيرد. که البته تاکنون در شهرهای خرد و کلان معمولا رعايت نشده است. تحصيل کرده گان بيکارند و بيسوادان در حال تاخت وتاز. چرا که عالمان در کنج غربت خزيده و برای حفظ شخصيت لب فروبسته نه ثناگوی کسی است و نه علمدار احدی ولی جاهلان سبک مغز هر روز پرچمی را بردوش دارند و شعاری را بر زبان و دندان تيز و نفس سير ناپذير . گاهی بااين سينه چاکند و گاهی با آن همنوا.

    اين نوع تعامل ناجوانمردانه هم عدالت را به مسلخ برده و هم فضايل انسانی را زيرپا له نموده و هم امکانات عمومی را اتلاف نموده و فرصتها را به باد فنا داده و استعدادها را سوزانده و عاقلان را عقده ای و جاهلان را ميدان دار سياست نموده است.

    همه انسانها توجيه گرند و کارشان را توجيه می کنند. بقول استاد ما توجيه، انسان را به حدی از رذالت می رساند که ولی خدا را در محراب عبادت به قصد قربت می کشند.

    حالا خود قضاوت کن که از کدامين گروهی و حتما به اين امر توجه کن کسی که دينش را برای ثمن بخس می فروشد ترا رايگان خواهد فروخت. لااقل خودت قدر خودت را بدان و نه دنيايت بلکه دينت را فدای ديگران نکن. انشاء الله.

    منبع: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید
     
    karbalanajaf از این پست تشکر کرده است.
    تلگرام مهدی ایمانپور

به اشتراک بگذارید